خرید بک لینک

بعضیا خیلی خوبن، انقد خوب که فقط به اسمشون نگاه میکنی کلی حس خوب بهت میدن...یا حتی وقتی یادشون میفتی یه لبخند گنده میاد رو صورتت.

حسودیم میشه بهشون، که انقد دوسشون دارم


+امیدوارم همیشه برام بمونید!

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1397 ساعت: 5:07

مامانم زنگ میزنه به خواهرم بعد از سلام واحوال پرسی سعی میکنه گزارشات رو بده که ازون طرف خواهرم ، میگه اره میگفت بق بقو ... مامان از یه جایی دیگ شروع به حرف زدن کرد و هر بار سعی مامی بنده با شکست مواجه

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1397 ساعت: 5:07

اصلاً فکر نمیکردم این قطع و وصلی مودم انقدر بیخ پیدا کنه :/
در این حد مجبورم کنه کاری که بلد نیستم و این پاسخگو آنلاینم توضیح داد و من الکی گفتم اها گرفتم رو انجام بدم ؛ مودم رو ببرم سر خط مخابرات -_-
من تا حالا پریز مخابرات رو ندیدم تو خونمون !؟! نمیدونم چیه داره نویز میندازه به جون مودم و اینترنت من ، پهنا باندمم کم کردن هاا بازم هست .
جدیداً هم که شاتل جان لطف کردن و تلگرام رو پشتیبانی نمیکنند . شرکت خصوصی انقدر مثبت :/ انقدر تابع :/

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1397 ساعت: 5:07

+منم در جواب نوشتم برای ما 1300 کیلومتر تا لب دریاست -_-

:))

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1397 ساعت: 5:07

دیشب کلی خواب دیدم ... تیکه تیکه هیچ کدومم به هم ربط نداشت فقط دوتاش یادمه اولیش این بود که بهم گفتن خانم، استاد مشاور شما استاد فلانی نیس که گفتم پس کیه گفتن استاد م ... یعنی بهتر بگم این تیکه خوابم

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1397 ساعت: 5:07

چقدر خوش حال شدند از این که گوشیم خود به خود خودشو ریست کرده و چقدر بیشتر خوش حال شدند از اینکه بعد از ریست دیگ روشن نشد. بهش گفتم اگر تو بمیری، بعد تو دیگ هیچ گوشی نمیگیرم . گوشی نارنجیِ نادرِ قشنگم.

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1397 ساعت: 5:07

این ضعف آدمو میرسونه که وقتی کارش جایی از این دنیا گیر با همه عالم و آدم سر جنگ داره ...البته جنگ من بی تفاوتی است.
نمیدونم این حجم از بی تفاوتی من عادیه یا نه اما در حال حاضر هیچی برای من جذاب نیست . هیچی و آخر ذوق من یک لبخند

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1397 ساعت: 5:07

چقد همو بغل میکنند

بغلاشونم واقعیه هاا...

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1397 ساعت: 5:07

ابوطالب و امیر حسین قیاسی اینا میرن بالا یعنی دوست دارم این دوتا برن :))

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1397 ساعت: 5:07

هوشنگ ابتهاج گویند که ... نمیدانم چه میخواهم بگویم / غمی در استخوانم میگدازد

حتی نمیدانم چرا انقدر پست میذارم. نمیدانم چرا انقد پستهای کوتاه میذارم اما میدونم غمی در استخوانم میگدازد.

ازین غم درون استخوان بگذریم .

امروز یکی از استعداد های مخفی مامانمو کشف کردم .

اونم اینه که خیلی خوب تقلید صدا میکنه ... عالی:))


برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1397 ساعت: 5:07

اگر من از فردا، ظهرا یا بعد از ظهرا خوابیدم دیگ :(((

یک جوری الان خوابم نمیاد که انگار هنوز ساعت ۶ بعد از ظهر

دلم میخواد یه جایی بود میرفتم انقد میدوییدم تا شدت خستگی دیگ هیچ انرژی نداشتهه باشم :(بعدم بگیرم بخوابم صبح زودم بیدار میشدم و ادامه ترجمه مقاله...


هووفف:(

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1397 ساعت: 5:07

جا داره کلی کلمه نا آرام نصیب استاد مشاورم بکنم .

اعصاب منو داغون کرده با این جواب ندادَناش و نصف و نیم و جواب دادَناش .

فقط میگه با ایمیل در ارتباط باشیم خب اِی ...

اح :(

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1397 ساعت: 5:07

1. اگه بخواین وبلاگستانو برای یکی معرفی کنین چطور توصیفش می کنین؟ عرضم به حضورتان که وبلاگستان دنیا بسیار عجیبی هست. و من اینو خیلی مطمئن میگم که اگر با همچین فضایی آشنا نمیشدم قطعاً اینی که الان بود

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1397 ساعت: 5:07

حالا من هر چی در گذشته چالش شرکت نکردم دیگ الان عوضش شرکت میکنم :| (جدی نگیرید) فقط الان منو آقای صفایی نژاد باید ببخشند یادمه یه ایشون هم گفتم یک پست برای نویسندگی کتاب میذارم اما شرمنده یادم رفت تا

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1397 ساعت: 5:07

وقتی میری نوشته های مثلاً شهریور 94 رو میخونی ، و میبینی چقد اون آدم قدیمی نیستی . باخودت میگی چقد خوب شد اینو نوشتم هاا چقد خوب شد این پست موقت رو حذفش نکردم هااا دلت تنگ قدیم میشه ... من قدیم شاد تر بودم :)

یکی از پست های شهریور 94 ... چقد خاطره برام زنده شد وقتی بهش گوش دادم اینجا


+حتی کامنت هایی که قبلاً میذاشتم با کامنت های الانم فرق داره (بگذریم که مثل قدیم زیاد کامنت هم نمیذارم و استخاره میگیرم)

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: جمعه 2 شهريور 1397 ساعت: 5:07

صفحه بندی